تیر خلاصی برجام بر جوانی ما!
آقای حسن روحانی، سلام!
آقای محمدجواد ظریف، سلام!
آقای سید عباس عراقچی، سلام!
آقای مجید تختروانچی و دیگر بانیان و نظریهپردازان برجام، سلام!
شما ده سال از مهمترین سالهای عمر انقلاب اسلامی ایران را به باد دادید، و ده سال از بهترین سالهای جوانی ما را نابود کردید. «برنامهی جامع اقدام مشترک» اکنون رسماً به تاریخ پیوسته است؛ توافق ننگینی که پس از یک دهه، آخرین تیر خلاص خود را نیز بر پیکر ایران شلیک کرد. نتیجهی این توافق چه بود؟ حدود ۱۱ تُن اورانیوم غنیشدهی کشور را از دست دادیم؛ نزدیک به ۱۳٬۰۰۰ سانتریفیوژ فعال را از دور خارج کردید و آنها را اوراق یا مهروموم کردید؛ قلب رآکتور پیشرفتهی اراک را با بتن پر کردید و دستاوردهای عظیم علمی را متوقف ساختید. قرار بود چه چیزی عاید ملت شود؟ آیا خسارت این همه امتیاز یکطرفه را کسی جبران کرد؟! هرگز! طرف مقابل که به تعهدات خود عمل نکرد، در عوض با خیالی آسوده به توسعهی اقتصاد خود مشغول است. اما برای ایران چه ماند جز ۱۰ سال عقبماندگی؟ چه کسی پاسخگوی نابودی ۱۰ سال از عمر مردم، فروپاشی اقتصاد کشور و به خاک و خون کشیده شدن استعدادهای علمی و دانشمندان هستهای ما خواهد بود؟ آیا حتی جرأت دارید بازرسان بهظاهر بینالمللی ولی در واقع جاسوس آژانس را که زمینهساز ترورها و خرابکاریها بودند از کشور بیرون بیندازید، یا همچنان دستبهسینه مجری دستوراتشان خواهید بود؟
یادتان هست دلار ۳۶۰۰ تومانی را؟ من که خوب یادم هست ، ۲۲ سالم بود و پر شور و اشتیاق و سختکوش در اوائل کسب و کارم بودم ، زمانی که در سال ۱۳۹۴ برجام را امضا کردید نرخ دلار حدود همین رقم بود. امروز که کارنامهی برجام بسته میشود، هر دلار آمریکا بیش از ۱۱۰ هزار تومان شده است! حالا پول ملی من در ۳۲ سالگی، در این دههی سیاه، بیش از سی برابر بیارزش شد و معیشت مردم ایران ده ها برابر فقیرتر شد. در همین مدت، ارزش پول افغانستان تغییری محسوسی نداشت و امروز هر افغانیِ افغانستان نزدیک به ۱۰ هزار ریال ایران قیمت دارد؛ این یعنی در این ۱۰ سال، نه تنها درآمد و دارایی مردم ما افزایشی نیافت، بلکه ایرانیان نسبت به بسیاری از مردمان منطقه ده برابر فقیرتر و صدالبته عصبانیتر شدند. شما اقتصاد و سفرهی مردم را به نتایج این قرارداد گره زدید و شرطی کردید، و مردم ایران تاوان سنگین این وابستگی را با گوشت و پوست خود احساس کردند.
آقای روحانی، شما در سال ۱۳۹۴ با شور و حرارت اعلام کردید «تمامی تحریمها اعم از مالی و تسلیحاتی و بانکی در روز اجرای توافقنامه بالمره لغو خواهد شد». آقای صالحی و آقای ظریف هم بارها همین وعده را تکرار کردند. اما چه شد نتیجهی آن وعدهها؟ کدام تحریمها بالمرّه لغو شد؟ هیچکدام! حتی در دولت مورد علاقهتان در آمریکا (دولت اوباما) هم به تعهداتشان عمل نکردند و چند هفته پس از امضای برجام اولین تحریم جدید را به بهانههای دیگر بر ایران تحمیل کردند. شما با سادهاندیشی – یا فریبکاری – به مردم گفتید برجام قرار است همهی مشکلات اقتصادی را حل کند. حتی مشکل آب خپردن مردم را! امروز مرد باشید و اعتراف کنید که نه تنها مشکلی حل نشد، بلکه با خوشخیالی شما مشکلات دهچندان گردید، اما مرد نیستید بی وجود ها!
آقای ظریف، جنابعالی به عنوان وزیر امور خارجه و معمار اصلی مذاکرات، در تمام آن سالها هر منتقد دلسوزی را به باد اتهام میگرفتید که “دلواپس” است. میگفتید به تیم مذاکره و درایت شما اعتماد کنیم. امضای جان کری تضمین بود، نه؟ مگر قرار نبود قول شفاهی وزیر خارجهی آمریکا برای ما «تعهد حقوقی و سیاسی» ایجاد کند؟ پس چگونه ظرف کمتر از دو سال با یک امضای دیگر، همهچیز بر باد رفت؟ شما با لبخند در برابر دشمن عکس یادگاری میگرفتید و میگفتید «آمریکا اگر بخواهد هم نمیتواند از برجام خارج شود» و استدلال میکردید که چون در متن برجام کلمهی اسنپبک نیامده پس مکانیزم بازگشت خودکار تحریم وجود ندارد! آیا واقعاً نمیدانستید یا خودتان را به ندانستن زدید؟ مکانیزم ماشه در بند ۳۷ برجام بود و دیدیم که چگونه آمریکا و اروپا از همان بند علیه ما استفاده کردند. آیا امروز پاسخگوی آن همه اطمینانبخشی و اطلاعات نادرست خود به نظام و مردم هستید؟ شرف نداشتید پس به بی شرفی خود امروز اعتراف کنید!
آقای علیاکبر صالحی، شما رئیس سازمان انرژی اتمی و متخصص هستهای تیم خودی بودید. شما بهتر از هرکس میدانستید که طرف مقابل بدعهد است. حتی به اعتراف خودتان، لولههای کالاندریای رآکتور اراک را قبل از بتنریزی مخفیانه تهیه و ذخیره کرده بودید ؛ یعنی پیشاپیش میدانستید روزی مجبور میشویم بازگردیم و از اول بسازیم. با این حال، شما از جانب ملت تعهد دادید و قلب رآکتور اراک را از جا درآوردید و آن را نابود کردید. آیا وجدانتان آسوده است که صنعت غنیسازی بومی را متوقف کردید به امید وعدههای پوچ غرب؟ خود شما بعداً فاش کردید که “دشمن بدقولی کرد و ما پلهای پشت سر را خراب نکردیم” ، اما آیا خراب نکردید؟ راکتور را که نابود کردید، سانتریفیوژها را که از کار انداختید، اورانیوم ۲۰ درصد را اکسید کردید… چیزی از توان هستهای کشور باقی نگذاشتید جز مشتی اسناد و خاطرات! شما باید پاسخگوی خون دانشمندانی چون شهریاری و علیمحمدی و احمدیروشن و… باشید که سالها برای این صنعت زحمت کشیدند و توسط مزدوران اسرائیل ترور شدند.
آقای عراقچی و آقای تختروانچی، شما دیپلماتهای ارشد تیم مذاکره بودید. آقای عراقچی، شما بودید که دیماه ۱۳۹۴ با افتخار گفتید «نامهی جان کری با امضای او برای آمریکا تعهدآور است و اجرای موفق برجام را تضمین کرده است». این تیتر در روزنامهها با فونت درشت منتشر شد که «امضای کری تضمین است». آیا امروز، با فروپاشی کامل آن توافق، هنوز هم معتقدید تضمین داشت؟! شما به پشتوانهی لبخند و دستخط دشمن، صنعت هستهای مملکت را تعطیل کردید. هنر دیپلماسی شما چه بود جز عکس یادگاری با موگرینی و امضای توافقی که حتی یک امضای رئیسجمهور آمریکا پای آن نبود؟ ابلهان خائن ، بدانید که تاریخ از این سادهانگاری یا خیانت شما به تلخی یاد خواهد کرد.
کِی قرار بود به خودتان بیایید؟ وقتی آمریکا از برجام خارج شد (اردیبهشت ۱۳۹۷)، آیا وقت آن نبود که به خود بیایید و اعتراف کنید مسیری که رفتید بنبست بوده است؟ همان موقع گفتیم به اروپاییها هم نمیتوان اعتماد کرد. اما شما باز هم چند سال معطل «اینستکس» اروپاییها شدید و هیچ نیاموختید.
وقتی آمریکا و اسراییل با حمایت دولتهای اروپایی به خاک ایران تجاوز کردند ، آیا آن زمان نباید به خود میآمدید و جلوی ادامهی مسیر خسارتبارتان را میگرفتید؟! دشمنان شما حتی در بحبوحهی مذاکرات مشغول طرحریزی خرابکاری و حمله بودند؛ آیا چشمهای شما کور بود که این واقعیتها را نمیدید یا نمیخواستید ببینید؟
وقتی دانشمندان هستهای ما ترور شدند، از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۰، چه قبل از برجام و چه حین آن، تکتک سرمایههای علمی ما را در خیابانهای تهران به گلوله بستند؛ از شهید دکتر مجید شهریاری و دکتر احمدیروشن گرفته تا شهید محسن فخریزاده در قلب امنیتیترین نقطهی کشور ، آیا آن زمان نباید به خود میآمدید و عمق دشمنی آمریکا و اسراییل را درک میکردید؟! مگر نه اینکه در همان بحبوحهی مذاکرات، تیمهای ترور و خرابکاری موساد مشغول نقشه کشیدن برای حذف دانشمندان بودند؛ پس چگونه شما دلبستهی لبخند و دست دادن با کری و ظریفهها (همتایان غربی خود) بودید و باور داشتید با مذاکرهی یکطرفه میتوان دشمن را دوست کرد؟
در یک کلام، به نظر میرسد بعضیها اگر سرشان به سنگ قبر هم بخورد، آدم نخواهند شد! تجربههای خونین و پرهزینهی این ده سال، انگار برای شما هیچ درسی نداشت. حتی امروز هم که برجام مُرده است و تیر خلاصش را بر پیکر اقتصاد ایران شلیک کرده، به جای عذرخواهی و جبران، دنبال توجیه و فرافکنی هستید. تاریخ ایران پر است از مسؤولانی که پس از پایان مأموریتشان، جز حسرت و خشم چیزی برای مردم به جای نگذاشتند؛ شما نیز متأسفانه در شمار همانها شدید. نام شما در خاطر ملت ایران مترادف خواهد بود با وعدههای دروغ، اعتماد سادهلوحانه به دشمن و خسارت محض.
خدایا! من از اینها به تو شکایت میکنم. اینها عمر و زندگیام را به بازی گرفتند و امید آیندهام را بر باد دادند. اقتصاد و معیشت ملت را به بازیچهی سیاست بیگانگان تبدیل کردند و کشورم را سالها به عقب راندند. خدایا، من هم از کسانی شکایت دارم که بیدلیل زمینهی تحریم ایران را فراهم کردند و هم آنان که سالها بیثمر پای میز مذاکرهی ذلتآور نشستند، در حالی که از دشمن جز فریب و خدعه چیزی ندیدند. من از کسانی شکایت دارم که لبخند دشمن را به جای دشمنیاش باور کردند و چشم خود را بر رنج مردم خود بستند. خدایا، تو خود گواه باش که اینها زندگی یک نسل را تباه کردند. پس خودت داد ما را از آنها بگیر.
والسلام.